تبليغاتX
قسم به سپیده دم دارین
دلم برای ذکر امیرالمومنین تنگ شده... قبلا پای صحبت حاج آقا پناهیان که میشستم صحبتی نبود که ناخوداگاه به ذکر مظلومیت علی) علیه السلام( نکشه... چقدر شیرینه صدای هق هق هایی که از گوشه گوشه مجلس بلند میشه ... هق هق هایی که زیاد زمان نمی خواد تا به ناله بشینه و به ضجه بلند شه....

دلم خیلی گرفته

یه بغضی تو گلوم مونده که هیچ جوری خالی نمیشه...

خادمی ایام فاطمیه هم نقش بر آب شد...

چقدر دلم برای اون روزا تنگ شده

که تو خیالم سر میذاشتم رو زانوی شما آقا...

چقدر محبت پدرانه اتون شیرینه... نوازش دستتون روی سرم....

چقدر گریه اون موقعا اثر بخش بود...

خسته شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 15:6  توسط نور  | 

یک بار شخصی به محضر علامه آمده بود، اما ایشان را نمی شناخت و به همین سبب سخنان ناپسندی گفته بود. وقتی فهمید شخصی که رو به روی وی نشسته، علامه طباطبائی است، اظهار شرمندگی و عذرخواهی کرد و به ایشان گفت: « من گمان نمی کردم که شما حضرت علامه طباطبائی باشید و از ظاهرتان این گونه تصور کردم که یک مرثیه خوان ( امام حسین) هستید! »

علامه فرمود: « ای کاش بنده یک مرثیه خوان حضرت سیدالشهدا علیه السلام بودم! همه سال هایی که سرگرم درس و بحث بوده ام، با یک مرثیه خوانی امام حسین علیه السلام برابری نمی کند! »

منبع

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 16:4  توسط نور  | 

«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید ولی این بدان معنی نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند ... چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار می‌آورد ولی هیچ‌کس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دول دنیای امروز و پایه‌ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوروی، فشار و سختی و گرسنگی و شهادت را به دنبال خواهد دارد و مردم ما این راه را انتخاب کرده‌اند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار می‌کنند»

 

(صحیفه امام، جلد 21 صفحه 328)

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 13:42  توسط نور  |