|
|
|
|
|
دلم برای ذکر امیرالمومنین تنگ شده... قبلا پای صحبت حاج آقا پناهیان که میشستم صحبتی نبود که ناخوداگاه به ذکر مظلومیت علی) علیه السلام( نکشه... چقدر شیرینه صدای هق هق هایی که از گوشه گوشه مجلس بلند میشه ... هق هق هایی که زیاد زمان نمی خواد تا به ناله بشینه و به ضجه بلند شه....
دلم خیلی گرفته یه بغضی تو گلوم مونده که هیچ جوری خالی نمیشه... خادمی ایام فاطمیه هم نقش بر آب شد... چقدر دلم برای اون روزا تنگ شده که تو خیالم سر میذاشتم رو زانوی شما آقا... چقدر محبت پدرانه اتون شیرینه... نوازش دستتون روی سرم.... چقدر گریه اون موقعا اثر بخش بود... خسته شدم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 15:6 توسط نور
|
|
||